سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )

81

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )

حمدى اريسك عورته ايننمه اخى * عورت ال اتدى انبيايه دخى « 1 » در آن موقع سلطان محمود دارائى حسن ميرزا را به سه حصه بخش كرد . يك بخش را به خاتون داد و بخش ديگر را بوسيلهء خواجهء بزرگ حسن ميرزا براى مير عيسى فرستاد و جنازهء حسن ميرزا را نيز به شهر تته روانه كرد . آنگاه ما را به كشتى نشاند و روانه كرد و خود با اسب‌ها و شترها و باروبنه‌اش از راه خشكى به سوى بكره حركت كرد . پس از رفتن او لشكريان كشتىهاى ديگر را غارت كردند و كشتى - بانان آنها از ترس گريختند ناچار همقطاران ما كشتىبان شدند و كشتىهاى ما به راه افتاد . در طول راه گروهى از جغتائيان به ما هجوم آوردند اما ما توانستيم با زحمت و بلاى بسيار و با استفاده از تفنگ‌هاى خودمان از چنگ آنها خلاص شويم . در آن منطقه مدت ده روز بر ضد جريان رود ميرانديم تا به شهر ناصرپور رسيديم . اين شهر را راجه‌هاى راشپوت غارت كرده بودند . به اين جهت مير عيسى با ده هزار نفر بدنبال سلطان محمود براى مقابله با راشپوتها روانه شده بود و پسرش مير صالح هم با هشتاد فروند كشتى از راه رود حركت كرده بود كه به آنها بپيوندد .

--> ( 1 ) - معنى شعر چنين است : اى برادر ، اگر مرد هستى به زن اعتماد مكن * زن به انبيا نيز خيانت كرده است .